پرهام مشهدی میشود


اول از همه عیدت مبارک کوچول موچول
انگیزه ی زندگی من و بابایی ده روز پیش به همراه بابایی و مامان جون زهرا خانوم راهی مشهد شدیم البته جای آقاجون خیلی خیلی خیلی سبز بود
عزیز دلم ما از طرف طبس حرکت کردیم و بعد از زیارت امام رضا به شمال و بعد هم تهران و قم و جمکران,ودر روز آخر اصفهان موندیم و روز پنج شنبه به شیراز بر گشتیم


لطفا برای دیدن عکسهای مشت پرهام به ادامه مطلب بروید

![]()
الهی مامان قربون خوابیدنت بشه,این عکس شکار لحظه بابایی هست







![]()
اینم عزیز و همدم کبوترای مامان جونن,وقتیکه کوچولو بودن مامان و باباشون از دست میدن و مامان جون اونارو به سر پرستی قبول میکنه
حالا که بزرگ شدن بردیمشون صحن امام رضا رهاشون کردیم

![]()

![]()

![]()
نفسم اونجا همش در حال دویدن بودی
وذوق کردن

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()










به هر مرقدی که میرسیدی میگرفتیش و تند تند بوسش میکردی

![]()
اینجا حرم خواجه ربیع هست عزیز مامان.همیشه با اقاجون میومدم اینجا و دیزی میخوردیم.خیلی جاشون سبز بود و حسابی بغض کرده بودم

![]()

![]()

![]()

![]()
الهی مامان قربون دستای کپل مپلت بشه که خیلی انگشتر بهش میاد

راستی مامان جون طریقه ی آدامس جویدن بهت یاد دادن
وقتی آدامس میجوی خیلی خیلی خوشمزه میشی

و اینکه اونجا شده بودی بچه مامان جون و حسابی بهت خوش میگذشت

![]()

![]()


کلی کمک بابایی چوب جمع کردی و از خودت راضی بودی


![]()

![]()










عزیز مامان تو عاشق نی نیا هستی و هر جا نی نی میدیدی باهاشون ارتباط بر قرار میکردی




هر وقت بابایی سر نوشابه باز میکنه ,تو میگی تیییس



این کفش خوشکلی که پات هست و اون انگشتر سوغاتی از طرف مامان جون هست
مامان جون باوجود اینکه همرامون بودن بازم کلی سوغاتی برای من و بابایی خریدن


عزیز مامان توی راه یازدهمین دندونت هم در اومد,خیلی خوش اومد
این دندون آسیایی در فک پایین سمت چپ در اومده,قربونش برم من

تو تمام زندگی من و بابایی شدی








پرهام مشهدی میشود 
